پایگاه گفتگوی ایران و غرب :: ملودي «مد» سخني درباره موسيقي پاپ
فهرست پایگاه گفتگوی ایران و غرب ثبت نام
پرسشهاي متداول جستجو ليست اعضا گروههاي کاربران مشخصات فردي پيامهاي خصوصي ورود
مشاهده موضوع بعدي
مشاهده موضوع قبلي
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع اخبار داخلی - پراکنده

نويسنده پيام
مجيد سحر خيز
ناجي انجمن خبرنگاران ايران
ناجي انجمن خبرنگاران ايران


عضو شده در: 22 Dec 2007
پست: 108

پستتاريخ: شنبه Dec 22, 2007 10:10 am پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول Back to top

ملودي «مد» سخني درباره موسيقي پاپ

هامون قابچي
امسال و در بيست و سومين جشنواره موسيقي فجر كه از ديروز شروع شده است، براي اولين بار بخش «موسيقي پاپ» گنجانده شده است.
موسيقي پاپ كه تاكنون براساس آن هم موسيقي هاي بي ارزش و بي محتوا ساخته شده است و هم قطعاتي ماندگار و متناسب با اصول و ارزش هاي مورد تائيد نظام جمهوري اسلامي ايران، معمولاً به چاقوئي تشبيه مي شود كه به كارگيري صحيحش مفيد و سودمند است و استفاده ناشيانه و نادرستش فاجعه مي آفريند.
يادداشت زير، درباره موسيقي پاپ است و فوايد و مضرات اين گونه از موسيقي: هنگامي كه در يك شب زمستاني سوار تاكسي گرم سر خط شدم، با اولين آهنگي كه از ضبط صوت ماشين پخش شد، در فضايي قرار گرفتم كه شايد در اين وانفسا و سر شلوغي سال ها بود كه از حافظه ام حذف شده بود. خاطرات هم چون فيلم نگاتيو رنگي و سياه و سفيد، خاكستري و قهوه اي از جلوي چشمانم رد مي شد و به خود كه آمدم متوجه شدم كه راننده با ليوان چاي در دستش مشغول زمزمه كردن آهنگ است. به راننده گفتم: آقا خيلي اين آهنگ به موقع بود و راننده گفت: چاكريم. بدون شك احتياج به توضيح بيشتر احساسم برايش نداشتم. هر دو بدون شك با اين موسيقي كه پاپ محض بود از دو قشر گوناگون به يك اندازه لذت مي برديم.
موسيقي پاپ يكي از تاثيرگذارترين موسيقي ها در سطح كلي جامعه است. آهنگ هايي كه زبان به زبان مي چرخد و ناخودآگاه بنابه سليقه بر زبان ما هم جاري مي شود. تحليل روانكاوانه فرهنگي موسيقي پاپ و نقش موثر آن در جلوه هاي همه گير آن در واقع از آغاز مدرنيته تعريفي ديگر مي گيرد.
شايد به واقع بتوان موسيقي پاپ را زاييده قرن بيست دانسته و اين نوع خاص موسيقي را ملهم و آبستن شرايط اجتماعي بدانيم. در بررسي شيوه هاي فرهنگي يك جامعه سنجش آن از طريق رشته ها و ابزاري است كه همانند همه چيزهاي ديگر عصر مدرن مد هستند. فوتبال، آگهي هاي تجاري، تبليغاتي، اتومبيل و در مجموع زرق و برق كالاهاي جديد و در نهايي ترين شكل آن شيفتگي جوانان به موسيقي پاپ است.
موسيقي پاپ يكي از فراگيرترين كالاهاي فرهنگ عامه است كه به بارزترين شكل ممكن در زندگي مردم حضور دارد. موسيقي پاپ به منزله پديده فرهنگي اي فوق العاده هوس انگيز و انطباق پذير با ذهنيت و اميال فردي نشانه اي است از بسياري تنش ها و تعارض هايي كه امروزه مفاهيم هويت و يگانگي اجتماعي و جنسيت و نيز ملازمات ناخودآگاهانه اين مفاهيم در الگوهاي نياز و خيال پروري را تحت سيطره خود دارند.
بسياري از مواقع اين گونه احساس مي شود كه موسيقي پاپ بنابه هر دوره از لحاظ ساختار آن گونه ساخته مي شود كه نسل قبل با آن ارتباطي برقرار نكند و غالباً نشان دهنده گسست نسل جوان از نسل والدين شان مي دانند. زيرا معتقدند كه تجربيات فرهنگي اين افراد مربوط به زمان هاي گذشته است.
موسيقي پاپ فرآيندي است درباره تثبيت فرديت ما، نهادي فرهنگي است براي بيان احساس جمعي سني خاص بنابه هر سليقه و ذايقه، احساسات و افكاري مشترك كه براي هر جوان در اين سن و سال مشترك است.
عشق رمانتيك در موسيقي پاپ غالباً مورد ستايش قرار مي گيرد. همان گونه كه در برخي از عامه پسندترين فيلم ها و داستان ها تحسين مي شود. اما توجه اين نوع موسيقي عمدتاً به عشق ناكام معطوف است.
اين نوع عشق ها و بيان احساسات در اين آهنگ ها صرفاً علاقه نوجوان و جوان را به استقلال طلبي و در واقع بزرگ شدن ترغيب مي كند. پس مي توانيم موسيقي پاپ را آن حوزه اي از توليد و تجربه فرهنگي بدانيم كه جوانان برخي جنبه هاي روابطشان با والدين را در آن بازآفريني مي كنند و شايد از سر مي گذرانند.
توليد كنندگان و مصرف كنندگان موسيقي پاپ اين پديده تازه را هم چون هوايي براي تنفس مي دانند. احساسات رقيق شده اي كه با گذشت سن و زمان، هيجاني به نظر برسد و بهتر آن است كه اين نوع موسيقي را تا حدودي تب و تابي بخوانيم كه در صورت نداشتن حرف و صرفاً دست گذاشتن روي نقاط احساسي پس از مدتي چراغش به پفي خاموش مي گردد. نمونه اين حرف مثال هاي فراواني از گروه ها و خواننده هايي است كه راز مانايي را در نيافته اند و آهنگ هايي است كه هنوز پس از گذشت 50 يا 60 سال با صلابت در اذهان تكرار مي گردد.
موسيقي پاپ نشانه كوشش براي از سرگذراندن تجربيات سال هاي قبلي است.
موسيقي صدايي است كه هر روز در راديو تلويزيون مترو اتوبوس تاكسي و همه جا به وسيله ملودي به گوشمان مي خورد. صدايي كه لازم است. بد نمي دانم كه در اين جا به چندين سال گذشته توجه داشته باشيم. با آمدن شبكه هاي ماهواره اي و ارتباط رسانه اي شبكه هايي دست به پخش موزيك هاي داخل ايران زدند جواناني كه يك شبه خواننده شده بودند به دليل تمام گفته هاي بالا آثار خود را در نمايش معرض عموم گذاشتند. بي شك لزومي در جامعه احساس مي شده است كه اكثر جوانان از قشرهاي مختلف جامعه مي خواسته اند كه صدايشان شنيده شود، اما به چه قيمتي؟
صادقانه نگاه كنيم چند درصد از اين آثار قابليت پخش از يك نهاد معتبر فرهنگي را داشته است. اشعار، سازبندي ها، تنظيم ها، همه و همه تنها حكايت از بذل شدن فراوان جواناني را دارد كه تنها مي خواهند حضور داشته باشند. جنبش هاي زير زميني كه چند وقتي است در موسيقي راه افتاده است آيا به دليل عدم مجوزهاي ارشاد است؟ آيا ارشاد هم اگر مجوز بدهد در بازار اين آثار با اقبال روبه رو مي شوند؟ بسياري از ما صرفاً تا نام ردي مجوز، و يا زيرزميني را مي شنويم براي گوش كردن موزيك ترغيب مي شويم اما كافي است كه آن نام ها را بردارند و ما بتوانيم كاست را تهيه بكنيم. به واقع عرياني فهم موسيقي در بسياري از اين آثار به چشم مي خورد و مخاطب عام خود بهترين انتخاب را مي كند مانند همان شب بنده و راننده تاكسي، هيچ كس به من و او سليقه اي را اعمال نمي كند اما ما هر دو آن موسيقي را دوست داريم.
اي كاش تهيه كنندگان موسيقي پاپ كه در بسياري از اوقات اين نام و سبك هم براي موسيقي شان زياد است به اين مهم توجه كنند كه شعور و فهم مباني موسيقي امري است كه با شناخت يك جامعه و نبض اجتماع به دست مي آيد. نه با بازي با كلمات كه نه هجو است نه راك است نه هيچ چيز ديگري به غير از پس و پيش كردن كلمات.
مراد از اين گفته ها صرفاً تبيين سياستي است براي مهار و ساماندهي اين افراد اگر نهادي فرهنگي پاسخگوي اين دوستداران موسيقي كه اكثراً دست از مجالس ها كشيده و حال به جلوي دوربين مي آيند و مي خوانند باشد، شاهد اتفاق بهتري هستيم.
شايد برخي از دوستان، به اين مهم توجه ندارند كه كپي دست چندم آثار غربي و آن طرفي هيچ گاه به دل نمي نشيند اما ملهم بودن و تأثير گرفتن در جهت ارتقاي موسيقي شان درست به نظر بيايد.
تصور كنيم يك خواننده غربي در دستگاه ماهور يا دشتي بخواند. تنها نكته اي كه شايد هنگام شنيدن ما را خوشخال كند اين است كه او علاقه به موسيقي بومي و سنتي ما داشته است. اما بي شك حس ايراني و فضاي خاصي كه نيازي به توضيح دادن آن نمي بينم در او ديده نمي شود. حال اين مثال را معكوس كنيد و به جوانان ما نگاه كنيد كه اكثراً رپ مي خوانند. در نگاه اول تنها مي توان خنديد. اشعار به فكاهي تبديل شده است. نه يك شعري كه از اساس رپ باشد، زيرا شعر اين سبك هم خود مبنا و اصولي دارد كه در دهه 80 به اوج خود مي رسد. به يك واكاوي احتياج داريم تا متوجه اين علاقه مفرط جوانان بشويم. بهترين جواب به نظرم همان واژه مد است، يادم هست در آستانه رفتن ايران به جام جهاني 98 بسياري از نوجوانان و جوانان دلشان مي خواست فوتباليست شوند، سال ها بعد موج بازيگري افزون شد و اين سال ها تب و تاب موسيقي!
شايد موسيقي پاپ هم بايد جزو بررسي هاي موردي درباره جنبه هاي عمومي فرهنگ معاصر باشد كه خود نيز احتياج به تحليل روانكاوانه جريانات اجتماعي و نگاهي دقيق در اين دوره باشد.

_________________
هرگز از بي کسي خويش مرنج! هرگز از دوري اين راه مگو! و از اين فاصله ها که ميان من و توست. و هرآنگه که دلت تنگ من است،. بهترين شعر مرا قاب کن. و پشت نگاهت بگذار! تا که تنهايي ات از ديدن من جا بخورد! و بدان که دل من با توست ...
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي
نمايش پستها:   

ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع

مشاهده موضوع بعدي
مشاهده موضوع قبلي
شما نمي توانيد در اين بخش موضوع جديد پست كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش ويرايش كنيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش حذف كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش راي دهيد
Powered by MakeForum.org - Free Forum Hosting
Sign Up now to get your Free Forum!

Powered by phpBB © 2001, 2002 phpBB Group