| مشاهده موضوع قبلي :: مشاهده موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيام |
pari مدیر


عضو شده در: 19 Dec 2007 پست: 75
|
تاريخ: شنبه Dec 29, 2007 11:04 pm عنوان: اخبار روز 1 |
|
|
برخورد با بد حجابی نباید به اسم احمدی نژاد تمام شود
احمدي نژاد برخلاف بعضي ها درصدد استفاده ابزاري از جوانان نيست و لذا نبايد برخورد با جوانان را تحت عنوان امنيت اجتماعي بنام احمدي نژاد انجام داد و وقتي كه يك دختر بخاطر حجاب چند ساعتي بازداشت مي شود، ذهنيت بدي در خانواده و همسايگان ايجاد مي شود.
سخنگوي دولت گفت: احمدي نژاد برخلاف بعضي ها درصدد استفاده ابزاري از جوانان نيست.
به گزارش «فردا» و به نقل از فارس، غلامحسين الهام در جمع حاميان دولت در مشهد در خصوص طرح امنیت اجتماعی تصریح کرد: بايد در مسائل فرهنگي با رويكرد فرهنگي عمل كرد و مهمترين راه در مبارره با بد حجابي الگو سازي است؛ الگويي كه عين تبليغ باشد.
وي با بيان اينكه ما در الگو سازي دچار تعارض هستيم ادامه داد: حجاب امر مهمي است و بايد در جامعه رعايت شود ولي نمي شود به ظاهر افراد آنان را متهم كرد.
وي افزود: نگاه ما به جوانان بدبينانه نيست بلكه نگاه ما به عموم جوانان جامعه ايران نگاهي مبتني بر پاك، سالم و معتقد به دين و اصول اخلاقي بودن آنان است.
الهام ادامه داد: احمدي نژاد برخلاف بعضي ها درصدد استفاده ابزاري از جوانان نيست و لذا نبايد برخورد با جوانان را تحت عنوان امنيت اجتماعي بنام احمدي نژاد انجام داد و وقتي كه يك دختر بخاطر حجاب چند ساعتي بازداشت مي شود، ذهنيت بدي در خانواده و همسايگان ايجاد مي شود.
وي درباره پرونده موسويان اظهار داشت: در پرونده موسويان خط دادن به دشمن براي تصميم گيري و گرفتن امتياز دشمن از ما مطرح بوده است.
وي با بيان اينكه ما با ارتباط با كشورهاي بيگانه بخصوص دشمنان ديرينه حساس هستيم ادامه داد:عده اي سعي در مكتوم و مختومه كردن اين پرونده داشته اند.
وزير دادگستري تصريح كرد: معتقدم دادگاه بايد طبق قانون بصورت علني برگزار شود و دادگاه غير علني زماني است كه پرونده كيفري اخلاقي شخصي باشد و دادگاه نبايد طبق قانون در غيرعلني بودن تصميم بگيرد.
وي ادامه داد: ما براي دادگاه دررابطه با پرونده موسويان تعيين و تكليف نمي كنيم و وظيفه قوه قضاييه اجراي عدالت اسلامي و قانون است و هيچ فرقي در پرونده هاي قضايي بين عالي ترين مقام كشور و مردم عادي وجود ندارد.
وي با اشاره به حمايت عده اي از موسويان اظهار داشت: اشكال ندارد افرادي از منتقدان سياسي از كسي حمايت كنند ولي حمايت به معني تاييد كارها و مسئوليت پذيري در قبال كارهااست.
الهام افزود: كسي كه مورد اتهام است حمايت به معني تاييد او با مطلع بودن از كارهاي اوست كه اگر زواياي اين پرونده براي جامعه روشن شود آثار سياسي و اجتماعي براي حاميان وي خواهد داشت.
سخنگوی دولت درباره انتظارات از رسانه ملي اظهار داشت: در مورد صدا وسيما انتقاد داريم و وحدت در كشور از نظر فرهنگي و سياسي بدون كمك صداسيما توفيق نخواهد داشت. چرا كه ما از صدا و سيما انتظار مجيزگويي و تملق را نداريم و فقط خواستار بيان واقعيتها هستيم . _________________
خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند . ارد بزرگ |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
pari مدیر


عضو شده در: 19 Dec 2007 پست: 75
|
تاريخ: شنبه Dec 29, 2007 11:05 pm عنوان: |
|
|
در زیر خبر بالا که از سایت فردا برداشت شده مطالب بازدید کنندگان خیلی جالبه :
▪ هرجور ميخوان رفتار ميكنن نزديك انتخابات كه ميشه همه ميزنن زيرش كه ما نبوديم!! كيه كه باور كنه!
▪ سلام علیکم
آیا نیروی انتظامی زیر امر وزارت کشور نیست؟ اگر چنین است تعیین تکلیف برای نوع برخورد با بد حجابی باید بطور طبیعی بر عهده وزارت محترم کشور باشد...
حالا اگر آقای سخنگو نگران وجهه و کاهش مقبولیت رییس جمهور محترم است خوب است دولت محترم نوع برخورد را تدوین و نیرو ی عزیز انتظامی را توجه به آثار وضعی منفی برخوردهای دفعی بدهند...
آقای رییس جمهور هنگام تبلیغات می فرمود "آیا مشکل کشور مدل موی جوانان ماست؟" و می توان گفت یا نوع چکمه و روسری؟ مخاطب این سحن ایشان چه کسی بوده است؟ حالا هم شاید خوب است جناب ایشان این مسئله را اصلاح بفرمایند.
بالاخره در صدی کم یا بیش در کشور تقید به رعایت مطلوب حجاب ندارند. آیا می شود همه را بیرون کرد؟
می توان در محل های کار و اماکن عمومی دولتی و خصوصی که ایاب و ذهاب دارد رعایت بهتر حجاب را الزامی کرد. لکن در تمام کوچه و خیابان های کشور که نمی توان برخورد های دفعی و بگیر ببند پرداخت.؟ خوب مقبولیت به این کارها هم بستگی دارد...
آقای سخنگو که نگران است بفرمایند مسئولیت "برخورد با جوانان تحت عنوان امنیت اجتماعی" با کیست تا مبادا " به نام احمدی نژاد" تمام شود و
"ذهنیت بد در خانواده و همسایه " ایجاد شود؟
با آرزوی توفیق. محمود
▪ شما باور می کنید ؟
چطور ممکن است دولت موافق این موارد نباشد ؟ به نظر می رسد این هم نمونه ای از روش دولت در استفاده از همه پتانسیلها در جهت ایجاد محبوبیت در آستانه انتخابات است
▪ یکی ما رو از این بلاتکلیفی نجات بده . بالاخره نیروی انتظامی زیر نظر وزارت کشور که اون هم زیر نظر دولت نیست که برخورد با جوانان را تحت عنوان امنيت اجتماعي قبول نداره!
▪ اوه . عجب اتفاقي افتاده و اقاي احمدي نژاد از اين همه جفا بر نسل جوان بي خبر بوده است . خب جا دارد اقاي رييس جمهور عذر وزير كشور را بخاطر عمل و اقدام خود سرانه از سمت وزارت بخواهد . و عجيب است كه اقاي رييس جمهور
در اين مدت از اوضاع بي خبر بوده است .شايد بخاطر اهميت برنامه هسته اي و
يا بهبود اوضاع اقتصادي و تك نرخي كردن سود بانكي و يا اوردن نفت بر سفره ..
و يا .... بوده است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در هر حال انتخابات نزديك است .خسته نباشيد.
▪ چرا خود آقای احمدی نژاد در این مورد صراحتا حرفی نمی زند. در مجموع می توان گفت، اینها ژست های قبل از انتخابات است که پیش از این هم دیده ایم.
▪ ژست های قبل از انتخابات كافيه ما كه مي دانيم چه پيش آمده و قراره كه چه پيش بياد ...
▪ انگار همه انتقادات زیر خبر رو یک نفر نوشته ؟! نیگاه کن همه نوشتن آقای رئیس جمهور آقای سخنگو درحالیکه من که طرفدار دولتم همیشه می گم احمدی نژاد و خیلی مردم هم همینطور.. خوبه مخالفین با ادب شدن یا همون که من گفتم .. به هر حال سایت فردا در انتقاد درست کردن باید دقت بیشتری بکنه . هرچند مطمئنم جرات انتشار این رو هم ندارین _________________
خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند . ارد بزرگ |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
pari مدیر


عضو شده در: 19 Dec 2007 پست: 75
|
تاريخ: شنبه Dec 29, 2007 11:06 pm عنوان: |
|
|
انتقاد خاتمي از اعطای جایزه به شریعتمداری
انتقاد در کشور بايد آزاد باشد، البته نه به اين صورت که جوايز منتقدان دولت را به کسي بدهند که به افراد بسياري اهانت کرده و تعاريف عجيبي از دولت كرده است. گذشتهها را نبايد منکوب کرد و نبايد نيروهايي که سرمايه کشور هستند، دلسرد و از صحنه خارج کنيم.
رييسجمهور پيشين کشورمان تاکيد کرد: گذشتهها را نبايد منکوب کرد و نبايد نيروهايي که سرمايه کشور هستند، دلسرد و از صحنه خارج کنيم.
به گزارش ايسنا، حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي ـ رييس بنياد باران ـ چهارشنبه شب در ديدار با منتخبين اقشار مردم در شهر کرمان با بيان اين که همه ما بايد به گذشته خود افتخار کنيم، گفت:« بايد بکوشيم به تناسب ظرفيتهاي ملي خود، ايران امروز هم داراي جايگاه والايي در عرصه جهاني باشد.»
خاتمي افزود: «ملت ايران همواره از تهاجم اقوام گوناگون و حکومتهاي استبدادي رنج برده است که همين نشاندهنده جايگاه ايران به لحاظ سرمايه و موقعيت استراتژيک است.»
وي ادامه داد: «به دليل وجود همين موقعيت و فرهنگ والاست که ايران هم هويت خود را حفظ کرده و هم توانسته است فرهنگهاي ديگر را در خود هضم کند و رنگين کماني از فرهنگها را پديد آورد.»
خاتمي حضور يک نماينده از چنين فرهنگي را عامل پذيرش پيشنهاد گفتوگوي تمدن ها عنوان کرد و افزود: «شايد يکي از عوامل فراگير شدن گفتوگوي تمدنها اين باشد که از چنين کشوري و با اين سابقه فرهنگي پيشنهاد گفتوگوي فرهنگها و تمدنها ارائه شد.»
رييسجمهور پيشين کشورمان در مورد جايگاه زنان نيز گفت: «در مورد زنان معتقدم که حق اين قشر از جامعه هنوز ادا نشده، هرچند که در مقايسه با مسائلي که زنان در برخي از کشورهاي اسلامي و دنياي شرق دارند، از جايگاه مناسبتري برخوردارند.»
خاتمي در ادامه گفت: « متأسفانه اخيرا اهانتي به انقلاب و ملت ايران شده و آن نفي دستاوردهاي انقلاب از اول تا دوران اخير است و اين جفاي بزرگي است. دوراني که 11 سال آن به رهبري امام (ره) و چند سال نيز با رياست جمهوري رهبر معظم انقلاب گذشته است و مملکت در شرايط سختي اداره شده است.»
او با اشاره به دوران 8 ساله سازندگي گفت: «شخصيت هاشمي رفسنجاني و فداکاري او باعث شد که در بدترين موقعيتها به ايشان اعتماد شود. هاشمي بعد از جنگ با مشکلات بسياري کشور را اداره کرد و نديده گرفتن اينها و انکار همه اين فعاليتها جفا به ملت ايران است و اميدواريم تمام اينها بررسي شود و يا «کارگروهي» تشکيل شود و خدمات انجام گرفته از ابتداي انقلاب تا کنون، نشان داده شود.»
خاتمي افزود: «بنده نميگويم که دولت اصلاحات اشکالي نداشته است، اما کارهاي بزرگي هم در اين دوران انجام شده که امروز مردم بهرهاش را ميبرند. خصوصا در بخش پتروشيمي اگر امروز شاهد افزايش صادرات هستيم، بايد بدانيم که زمينهاش در گذشته فراهم شده است و در دولت قبل بود که صادرات غيرنفتي به 11 ميليارد دلار رسيد و سابقه رشد صنعتي بالاي 12 درصد نيز مربوط به همان دوران است.»
او افزايش توليد سيمان و ساير کالاهاي صنعتي و ايجاد حساب ذخيره ارزي که با موجودي مناسب به دولت بعدي تحويل داده شد را نيز از کارهاي بزرگ دوران اصلاحات برشمرد.
خاتمي همچنين گفت: «براي استقلال بيشتر دانشگاهها، مقرر شد براي انتخاب رييس دانشگاه از رأي و نظر اعضاي هيأت علمي کمک گرفته شود تا دانشگاه در موقعيتي قرار گيرد که جوابگوي جهش مورد نياز علمي کشور باشد و البته اين تصميم يک گام بزرگ نيز براي حرمت نهادن به اساتيد دانشگاه بود.»
رييس بنياد باران، رشد تشکلها، احزاب و اصناف و اختصاص بودجه براي آنها را زمينهساز پايدار شدن دموکراسي در کشور عنوان کرد.
خاتمي در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به اين که افتخار ميکنم که همواره در دولت من از آزادي بيان، مطبوعات و انديشه دفاع شد، گفت: «انتقادها از گذشته بايد منصفانه باشد.»
وي افزود: «راهي که ملت ايران انتخاب کردهاند، اصلاحات سازگار با آميزههاي ديني است و اين مسير را ادامه خواهيم داد و اميدواريم شاهد جبران عقبماندگيهاي کشور باشيم.»
رييسجمهور پيشين کشورمان تنشزدايي بينالمللي در دولت اصلاحات را نيز از افتخارات دولت خود بيان کرد و گفت: «در آن زمان مبادلات اقتصادي و سرمايهگذاري خارجي به راحتي انجام ميشد و ريسک سرمايهگذاري در ايران از 5/7 به 5/3 رسيد.»
وي افزود: «براي پيشرفت بايد بخش خصوصي را فعال کرد و سرمايهگذاري و تکنولوژي خارجي را جذب كرد.»
خاتمي با بيان اين که سند چشمانداز 20 ساله بلند پروازي نبود، اذعان كرد: «سند چشم انداز توسعه اقدام غيرقابل تحقق نيست و در سال 82 نيز گفتم، ايران آماده جهش اقتصادي و علمي است اما توسعه با «ورد خواندن» و يکشبه حاصل نمي شود و لازمه آن تلاش و تدبير است.»
وي گفت: «گذشتهها را نبايد منکوب کرد و نبايد نيروهايي که سرمايه کشور هستند، دلسرد و از صحنه خارج کنيم.»
او اظهار اميدواري کرد كه نيروهاي با تجربه به مجلس راه يابند تا بتوانند روند توسعه کشور را با سرعت بيشتر پيش ببرند.»
خاتمي تأکيد کرد: «انتقاد در کشور بايد آزاد باشد، البته نه به اين صورت که جوايز منتقدان دولت را به کسي بدهند که به افراد بسياري اهانت کرده و تعاريف عجيبي از دولت كرده است.»
 _________________
خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند . ارد بزرگ |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
pari مدیر


عضو شده در: 19 Dec 2007 پست: 75
|
تاريخ: شنبه Dec 29, 2007 11:09 pm عنوان: |
|
|
سياه نمايي رسانه انگليسي از ايران 2007
احمدینژاد از شهرتی که به عنوان قهرماني منفي! در جهان پیدا کرده به خود میبالد. آیا شیرین کاریهای بیشتری از او در سال 2007 خواهیم دید؟ احمدینژاد مشخصاً علاقه زیادی به حضور در تریبونهای جهانی دارد و نمونه آن را در سال 2007به وفور شاهد بودیم. ایران در سال 2007 ثابت کرد که میتوان هر انتظاری را از آن داشت.
بي بي سي در تحليلي به بررسي اتفاقات مهم ايران در سال 2007 ميلادي پرداخت.
به گزارش سرويس بين الملل «فردا» در اين گزارش به برنامه هسته اي ايران اشاره شده و آمده است: امسال بوش رئیس جمهور آمریکا برنامه هستهای ایران را خطری جدی تلقی کرد و از آن به عنوان عامل جنگ جهانی سوم یاد كرد و به جهانیان هشدار داد اما اندکی بعد همه چیز عوض شد و برنامه هستهای ایران صلحآمیز نامیده شد. برای مدت طولانی ایران زیر فشار شدید برای صلح آمیز بودن فعالیتهای هستهای خود پافشاری کرد ولی غرب همچنان از تسلیحاتی بودن این فعالیتها وحشت داشت. در حاليكه تحریمهای جدید اجتناب ناپذیر و امکان جنگ هنوز هم وجود دارد تمام این تهدیدها یک شبه رنگ میبازند و اوایل دسامبر سال جاری اعلام میشود فعالیت ایران صلحآمیز است.
سید سعید مرندی مدیر گروه دپارتمان آمریکای شمالی در دانشگاه تهران در اینباره میگوید: کمی عجیب است که وقتی یک روز صبح از خواب بیدار میشوی و میبینی تمام تهمتهایی که شبانه روز به کشورت وارد میشد تماماً پس گرفته شده است.
محمود احمدینژاد رئیس جمهوری ایران وقتی چند روز بعد از اعلان این خبر در کنفرانس خبري با رسانهها حضور یافت با روی باز و خوش مشربی با این قضیه برخورد کرد. وقتی گزارشگری از او پرسید: «آیا خطر جنگ وجود دارد؟» احمدینژاد فقط میخندید و از او پرسید: «شما چه فکر میکنید؟» و گزارشگر گفت: «من شخصاً باور نمیکنم» و رئیس جمهور با خنده گفت: من هم موافقم.
حقیقتاً بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که گزارش جدید "NIE" به طور کل خطر جنگ را از ایران دور کرده است حتی اگر ایران باز هم به غنیسازی اورانیوم ادامه دهد. احمدینژاد بلافاصله بعد از اعلامنظر "NIE" از این ارزیابی به عنوان پیروزی بزرگ برای ایران یاد کرد ولی از نظر سیاسی میتوان گفت این یک شمشیر دو لبه برای رئیس جمهور است.
بي بي سي در ادامه به انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي اشاره كرده و آورده است: انتخابات مجلس در ماه مارس آينده پیش روی دولت قرار دارد و منتقدان احمدینژاد موضع سختی در برابر او گرفتهاند.
اين پايگاه انگليسي همچنين به اظهارات حسن روحانی درباره سياست خارجي اساره مي كند و مي نويسد: مذاکره کننده هستهای پیشین ایران و یکی از سردمداران احتمالی لیستهای انتخاباتی مجلس در مورد سیاست خارجی احمدینژاد میگوید: سیاست خارجی رئیس جمهور کمی بیشتر از نوشتن نامه و شعار دادن بود.
روحانی البته در مورد تاثير تحريم ها میافزاید: قدرت ایران در دنیا به واسطه تحریمهای اقتصادی کاهش یافته است و این در حالی است که رئیس جمهور ایران خلاف این ادعا را دارد و مي گويد قدرت ایران علیرغم تحریمها در حال افزایش است.
در اين زمينه محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران به سیاست دولت به خاطر برنامه «عدالت اقتصادی» به شدت حمله کرده است. حتی بانک مرکزی هم به دولت به خاطر روند رو به رشد و سر در گم کننده تورم هشدار داد. برخی از مردم نرخ کنونی تورم را حدود 25٪ عنوان میکنند.
مطمئناً منتقدان بسیار زیادی برای سیاستهای اقتصادی دولت احمدینژاد دارد. حسین عبدو تيريزي رئیس پیشین بورس تهران میگوید: ایران تنها کشوری است در جهان که میزان سرمایهای که از دست میدهد بیشتر از آن چیزی است که به دست میآورد و این سیاست را عاملی برای غنیتر شدن اغنیاء و ضعیفتر شدن قشر آسیبپذیر اجتماع عنوان کرد.
اين نشريه در ادامه با اشاره به سهمیهبندی سوخت در ايران آورده و نوشته است: احمدینژاد بهای ضعف مدیریتی، تحریم در صنایع نفتی، مشکلات بانکداری و اهمالکاریهای اقتصادی را میپردازد.
بي بي سي ادعا كرد: در حاليكه بیش از 90٪ زعفران دنیا در شرق ایران تولید میشود احمدینژاد قیمت زعفران را به یکباره بالا برد و سیل عظیم پول را به سمت روستاها سرازیر کرد. مردم عامی که از موهبت تلفن و آب آشامیدنی تصفیه شده برای اولین بار برخوردار شده بودند سیاستهای احمدینژاد را میستودند و با همین رویه احمدینژاد حمایت اقشار بسیاری را در خارج از تهران به خود جلب کرد.
احمدینژاد مشخصاً علاقه زیادی به حضور در تریبونهای جهانی دارد و نمونه آن را در سال 2007به وفور شاهد بودیم.
دستگیری 15 ملوان بریتانیایی در آبهای مشترک میان ایران و عراق به دنبال آزادی این 15 نفر با لباسها و کت شلوارهای نو و کیفی از هدایا و سوقاتیهای مختلف از ایرانیان را به همراه ایشان به انگلستان فرستادند!
بي بي سي به اظهارات لیبولینگر (رئیس دانشگاه کلمبیاي آمريكا) در زمان حضور احمدي نژاد در آمريكا اشاره و آورده است: «در این دانشگاه ما هیچ ترسی از به چالش کشیدن سیاستهای اشتباه دولتمان نداریم و از انتقاد نمیترسیم و شما تمام نشانه هاي یک دیکتاتور ظالم و در عين حال کوچک را دارید!»
احمدینژاد در نطق خود در مجمع عمومی سازمان ملل اعراب، مسلمانان و کشورهای پیشرفته را حامی خود خواند و خواهان از بین بردن انحصار طلبیها و خواهان جهانی بهتر خواند.
بي بي سي در ادامه نوشته است: احمدینژاد از شهرتی که به عنوان قهرماني منفي! در جهان پیدا کرده به خود میبالد و از آن لذت میبرد. آیا شیرین کاریهای بیشتری از او در سال 2007 خواهیم دید؟
آیا بعد از سه دهه احمدینژاد با آمریکا وارد مذاکره خواهد شد؟
کمی غیر واقعی به نظر میرسد ولی ایران در سال 2007 ثابت کرد که میتوان هر انتظاری را از آن داشت و هیچ چیز در مورد آن بعید نیست. _________________
خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند . ارد بزرگ |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
pari مدیر


عضو شده در: 19 Dec 2007 پست: 75
|
تاريخ: شنبه Dec 29, 2007 11:10 pm عنوان: |
|
|
معرفی سرویسهای امنیتی انگلیس: MI6 و MI5
MI5 در برخورد با جاسوسان با شیوههای مختلفی برخورد میکرد. در این جریان 105 نفر از کارکنان سفارت شوروی که در فعالیتهای اطلاعاتی شرکت داشتند و یا نسبت به آنها مسؤظن وجود داشت در سال 1971 از بریتانیا اخراج شدند.
MI5سرویس امنیتی که اغلب به عنوان MI5(اطلاعات نظامی، بخش 5) شناخته میشود، اداره امنیتی و ضد اطلاعاتی بریتانیاست و همچنین بخشی از تشکیلات در کنار سرویس اطلاعاتی سری (SIS یا MI6) مرکز فرماندهی ارتباطات دولتی (GCHQ) و ستاد اطلاعاتی دفاعی (DIS) است.
به گزارش «فردا»، تمامی این دستگاهها تحت هدایت ستاد مشترک اطلاعات (JIC) قرار میگیرد. این سرویس امنیتی دارای مبنای قانونی مدون در قانون سرویسهای امنیتی به سال 1989 و قانون سرویسهای اطلاعاتی بریتانیا به سال 1994 میباشد. محدوده مسئولیت آن شامل محافظت از دموکراسی پارلمانی، منافع اقتصادی بریتانیا، مبارزه با جرایم بزرگ، تجزیه طلبی، آشوبگری، تروریسم و جاسوسی داخلی بریتانیا است. اگر چه این سازمان بیشتر با امنیت داخلی سر و کار دارد ولی برای پشتیبانی از مأموریت خود دارای نقش برون مرزی نیز میباشد.
ستاد فرماندهی ملی: این سرویس امنیتی از سال 1995 در تیمزهاوس در شهر لندن قرار دارد که مجموعهای از کارمندان را از نقاط مختلف در خود گردآوری کرده است. سازمان ایرلند شمالی، ستاد مشترک مبارزه و آنالیز تروریسم (که زیر مجموعهای ازMI5 است) از ساختمان تیمزهاوس به صورت اشتراکی استفاده میکنند. گفته میشود که این سرویس امنیتی دارای تاسیسات منطقهای نیز هست که احتمالاً درگلاسکو قرار دارد.
در محاورات این سرویس به عنوان «باکس 500» شناخته میشود چرا که آدرس رسمی آن در زمان جنگ صندوق پستی (P.O.Box) شماره 500 بود و آدرس کنونی آن چنین است:
P.O.Box 3255.London SW1P/1AE
* سرویس امنیتیMI5 تحت مسئولیت وزیر کشور در هیئت وزیران دولت بریتانیا قرار دارد. رهبر این سرویس، مدیر کلی از بخش خدمات کشوری (غیرنظامی) بریتانیا است که به صورت مستقیم از سوی سازمان امنیت داخلی، دفتر وزیر، شعبهی مشاورهی حقوقی و شعبهی سرویسهای اطلاعاتی حمایت میشود.
قائم مقام مدیر کل، مسئول فعالیتهای عملیاتی این سرویس در 4 بخش مجزا است:
1) بخش ضد تروریسم بینالمللی 2) بخش مربوط به مرکز مشاوران امنیت ملی (ضد گسترش اطلاعات و ضد جاسوسی). 3) بخش ضد تروریسم در داخل بریتانیا و ایرلند 4) بخش فنی و عملیاتهای مراقبتی.
این سرویس به منظور انجام همکاریها و شناخت اولویتهای اطلاعاتی با سرویس اطلاعات سریSIS و مرکز فرماندهی ارتباطات دولتی(GCHQ) و ستاد اطلاعات دفاعی(DSI) و تعداد دیگری از نهادهای دولتی بریتانیا، تحت رهبری کمیته مشترک اطلاعات (JIC) قرار دارد. همچنین این سرویس تحت نظارت کمیته امنیت و اطلاعات اعضای پارلمان قرار دارد که اعضای آن به صورت مستقیم از سوی نخست وزیر منصوب شدهاند. نظارت فضایی نیز به نمایندههای عالی رتبه کمیته رهگیری ارتباطات و سرویسهای اطلاعاتی سپرده شده است.
عملیاتهای این سرویس میبایست متناسب و هماهنگ با قوانین بریتانیا از جمله قانون دستورالعملهای تجسسی سال 2000، قانون حفاظت اطلاعات و دیگر قانونگذاریها باشد. این سرویس تابع شرایط قانون آزادی اطلاعات سال 2000 نیست.
* مدیر کل کنونی این سرویس جاناتان اوانز است که 8 آوریل 2007 جانشین خانم الیزا مانینگهام بولر شده است.
این سرویس جشن یادبود صد سالگی خود را با انتشار تاریخچه رسمی در سال 2009 که توسط پروفسور کریستوف اندرو، استاد تاریخ معاصر در دانشگاه کمبریج، برگزار خواهد کرد.
تاریخچه:
سالهای اولیه: سرویس امنیتیMI5 از اداره سرویسهای سری منشعب شده است که در سال 1909 در یک فضای ملی سرشار از پارانویای پیش از جنگ تحت تاثیر ادبیات تهاجمی ویلیام لکاکی، به منظور نظارت بر عملیاتهای مخفی اطلاعاتی داخل و خارج از بریتانیا تاسیس شد و به طور ویژهای بر فعالیتهای دولت پادشاهی آلمان به عنوان ابتکار مشترکی از سوی نیروی دریایی و وزارت جنگ تمرکز داشت. اداره سرویسهای سری دارای دو بخش نیروی دریایی و ارتش بود که با گذشت زمان به سمت جاسوسی اهداف برون مرزی و فعالیتهای ضد جاسوسی داخلی سوق یافت.
این تغییر سمت ناشی از نیازهای اطلاعاتی فرماندهی نیروی دریایی بریتانیا برای مقابله با قدرت ناوگان نیروی دریایی دولت پادشاهی آلمان بود.
این سطح از کاربری پیش از سال 1914 و پیش از شروع جنگ جهانی اول شکل گرفت که طی آن این دو بخش دستخوش تغییرات مدیریتی شدند و بخش داخلی آنها، بخش 5 اداره اطلاعات نظامی (MI5) نام گرفت که امروزه هم به همین نام شهرت دارد.
* موسس این سرویس، فرمانده ورنون کل از گردان استافورد شایر جنوبی بود که سمت خود را تا جنگ جهانی دوم حفظ کرد. نقش این بخش در زمان تاسیس محدود بوده و صرفاً برای حصول اطمینان از امنیت ملی از طریق اعمال ضد جاسوسی به فعالیت خود ادامه میداده است. با داشتن تعداد اندکی کارمند و فعالیت در کنار دایره ویژه پلیس لندن این سرویس مسئول هدایت عمومی و شناسایی مامورا خارجی بود، در حالی که دایره ویژه نیروی انسانی مورد نیاز برای بررسی امور، دستگیری و بازجویی را فراهم میکرد.
اگرچه MI5در فضای پر تنش مرتبط با شبکههای گسترده جاسوسان آلمانی کار میکرد، در برابر مقاومتهای نه چندان قدرتمند پیش از جنگ بسیار موفق عمل کرد.
این استراتژی بدین صورت بود که با شناسایی و نظارت بر جاسوسان آلمانی و نحوه عمل ایشان، آنها را به صورت مخفی تحت مراقبت قرار میدادند و تنها چنند ساعت مانده به شروع عملیات آنها را دستگیر میکردند. در یان فرصت کم که احتمال جایگزینی ماموران و جاسوسان آلمانی برای اطلاع و نقشه و نحوه عمل انگلیسیها بسیار کم بود، پیروزی تقریباً حتمی بود و تقریباً هیچ اطلاعاتی از نقشه بریتانیا به دست دولت آلمان نمیافتاد.
این سلسله اقدامات از MI5در آن دوره، سرویس بسیار قدرتمند ساخته بود.
دوره جنگ:
بعد از شروع مطلوب، روند MI5بسیار پنهانیتر شد. در طول دهههای 1910 و 1920 به طور پیوسته به اجرای نقش محوری خود در زمینه ضد جاسوسی موفق بود. در طول جنگ آلمان همواره به تلاش خود برای نفوذ به بریتانیا ادامه میداد. اما سرویس MI5 با کنترل بسیار شدید ورود و خروج از کشور و بازرسی دقیق مرسولات پستی در سطح وسیع به سهولت قادر به شناسایی افراد و محمولههای آلمانی میشد.
در سالهای پس از جنگ نظیر این فعالیتها را برای اتحاد جماهیر شوروی سابق انجام دادند که باز هم MI5 در این دوره موفقیت نسبی داشت.
در طول این مدت MI5 نقش بزرگتری پیدا کرد. به دلیل تنش ناشی از جاسوسی در آن زمان خاص، سرویس MI5 با منابع بسیار بیشتر از آنچه برای رویابی ماموران و جاسوسان آلمانی نیاز بود، تشکیل شد. همانطور که در سیستم بروکراسیهای مرسوم دستگاههای دولتی شاهد هستیم، MI5 نیز از این قاعده مستثنا نشد و با گسترش کادر اداری و روابط بین سازمانی همراه شد و کمکم میرفت تا نقش محرمانه آن از بین برود و ازدیاد منابع انسانی ناشی از گسترش فعالیتهای MI5 دامنگیر این سازمان شود ولیس بعد از یک دوره بحرانی کوتاه باز MI5 انسجام گذشته را بازیافت ولی فعالیت آن باروندی آهسته به سمت و سوی سیاسی پیش رفت و علاوه بر نقشهای پیشین نظارت بر سازمانهای طرفدار صلح و نظارت بر اتحادیههای کارگری نیز اضافه شد.
این گسترش نقش، پس از درگیری مختصری بر سر قدرت با ریاست دایره ویژه، سر با سیل تامپسون به طور فزایندهای ادامه یافت. این سرویس مسئولیت عملیاتهای امنیتی را نه تنها در کشور بریتانیا بلکه در سراسر امپراطوری بریتانیا بر عهده گرفت. با کاهش قلمرو امپراطوری بریانیا در اووار گذشته و جدا شدن برخی مستعمرهها از بریتانیا، برخی ماموران این سرویس در سایر کشورها به داخل خاک انگلستان بازگشتند و برخی در ایرلند مستقر شدند.
نقش کنونی MI5 تا حدودی شبیه نقش اداره آگاهی فدرال آمریکا (FBI) است، اگرچه گستردگی در آن حدود ندارد، اما شامل فعالیتهایی برای جلوگیری از وقوع جنایت، اعمال تروریستی، مراقبت سیاسی و ضد جاسوسی است.
در گذشته گسترش نقش MI5 تقریباً بدون هیچ نظارتی صورت گرفت. MI5 هیچ مسدولیت در قبال پارلمان نداشت و اغلب قادر به انجام عملیات بدون هیچ وابستگی و هماهنگی به هیئت وزیران و حتی شخص نخست وزیر بود. از سال 1994 فعالیت MI5 در معرض تحقیق و تفحص از سوی کمیته امنیت اطلاعات پارلمان بریتانیا قرار گرفته است.
نحوه فعالیت و عملیاتهای MI5 در طول جنگ انگلستان و ایرلند فاجعه تمام عیار بود. ارتش جمهوری خواه ایرلند به عملیات MI5 در ایرلند در طول جنگ این کشور با انگلستان پی برده بود و عملاً MI5 قادر به فراهم کردن اطلاعات سودمند درباره جنبش جمهوری خواه ایرلند در زمان مبارزات خود مختاری و مناقشات استقلال طلبانه نبود. سرانجام ماموران MI5 به دستور مایکل کاینز (در ایرلند شمالی) همگی پاکسازی شدند و کشته شدند.
افت محسوس کارایی فعالیتهای ضد جاسوسی سرویس امنیت MI5 در دهه 1930 آغاز شد. چرا که قادر نبود نوع تفکری را که دهه 1910 و 1920 به وجود آورده بود، تغییر دهد. به ویژه که به هیچ عنوان حاضر نبود خود را با روشهای جدید تطبیق دهد. MI5 به تفکرات پیشین خود مبنی بر بدست آوردن اطلاعات از طریق مشاهدات ماموران و یا رشوه دادن به افراد مختلف و کسب اطلاعات از ایشان و یا تحریک سازمانهای کارگری یا نیروهای مسلح پایبند بودند. ولی بعداً تحت الگو برداری از NKVD (که بعداً KGB نامیده شد.) ـ سازمان اطلاعات محرمانه روسیه ـ تا حدودی زیادی این افت را جبران کرد. نحوه عمل NKVD که قبلاً بر ضد خود دولت بریتانیا از این روش استفاده میکرد، به کارگیری و استفاده از افراد تحصیل کرده و با قابلیت بالقوه در دانشگاهها (به خصوص کمبریج) و در دستگاه حاکمه بود.
موفقترین این افراد هارولد کیم فیلبی، دونالد مک لین، گای برگس، آنتونی بلانت و جان کیرنکراس بودند که تا پایان جنگ جهانی دوم ناشناخته ماندند و به گروه پنج نفره کمبریج معروف بودند.
جنگ جهانی دوم:
MI5 در جنگ جهانی دوم با ناکامی بیشتری مواجه شد. MI5 که در این دوره تحت رفرمهای پیاپی قرار گرفته بود، نه از سازماندهی و نه از نظر منابع موجود برای آغاز جنگ آمادگی نداشت و وظیفه محول شده به این سرویس ـ یعنی تحت نظر قرار دادن اتباع بیگانه و دشمن در تلاش برای شناسایی جاسوسان به طور محسوس با تواناییهای این سازمان ناهماهنگ مینمود و به قدری پیش رفت که MI5 را تا اواسط دهه 1940 نزدیک به مرز سقوط رساند.
یکی از اولین اقدامات وینستون چرچیل در ابتدای به قدرت رسیدن، اخراج رئیس چندین ساله سازمان و رنون کل بود تا شاید با بدعتی نو دوباره بتواند MI5 را نوسازی کند. در ابتدا هارکر، یکی فرماندههای نالایق نظامی جانشین او شد و پس از مدت کوتاهی دیوید پتری، مامور SIS جانشین او شد و هارکر معاون او شد.
با پایان یافتن جنگ، بریتانیا سیاست تحت نظر قرار دادن افراد از دستور کار MI5 لغو شد و فعالیتهای جاسوسی طبیعتاً کمرنگ شد. این موضوع باعث کاهش فشارها بر MI5 شده و امکان تمرکز بر هدف اصلی MI5 فراهم شد.
* MI5 در برخورد با جاسوسان با شیوههای مختلفی برخورد میکرد. از جمله آن میتوان به پیشنهاد پناهندگی بریتانیا به جاسوسان اشاره کرد که البته بعد جلب اعتماد و گرفتن اقرار هیچ گاه عملی نشد. با دستگیری جاسوسی به نام اُوونز با اسم مستعار Snow، سرویس MI5 برای اولین بار به حربه جدیدی روی آورد و آن دادن پیشنهاد جاسوسی دو جانبه بود، یعنی اگر آنها به عنوان جاسوسی دو جانبه برای بریتانیا کار کنند،این شانس را خواهند داشت که از مجازات مرگ فرار کنند و در مجازات ایشان تخفیف قائل شوند.
مامورانی که این پیشنهاد را پذیرفتند، تحت نظارت MI5، اطلاعات ساختگی را به سرویس محرمانه آلمان منتقل میکردند. این امر نیازمند تلاشهای سازمان یافته فراوانی بود. زیرا که اطلاعات مورد نظر میبایست در ظاهر ارزشمند اما در واقع گمراه کننده باشند. برای جمعآوری و سازماندهی این اطلاعات یک کمیته بلند پایه به نام wireless board تشکیل شد و عملیات روزمره به کمیته فرعی به نام 20 (به دلیل شکل رومی عدد 20 ××) واگذار شد. (به معنای ضربدر دوگانه)
این سیستم به طرز شگفتآوری موفق عمل کرد. در تحلیلی پس از جنگ از اسناد آلمان روشن شد که از 115 جاسوس در نظر گرفته شده برای مقابله با بریتانیا در طول جنگ، همگی به جز یک نفر (که خودکشی کرد) با موفقیت شناسایی شدند و چندین نفر از آنها تبدیل به جاسوس دو جانبه شدند. این سیستم در برنامههای گستردهی فریبکاری پیش از فرودهای 6 ژوئن 1944 [جنگ نرماندی] (D-Day) نقش عمدهای داشت که برای گمراه کردن آلمانهاع درباره زمان و مکان این فرودها طراحی شده بود.
پس از جنگ جهانی دوم:
مسئولیت شخص نخست وزیر در MI5 در سال 1952 به وزیر کشور وقت مکسول فایف واگذار شد. پس از آن این سرویس در سال 1989 با تصویب شدن قانون سرویسهای امنیتی دارای یک پایه قانونی شد. این اولین تایید دولت مبنی بر وجود این سرویس بود.
دوره پس از جنگ جهانی دوم برای این سرویس بسیار سخت بود. با شروع جنگ سرد و فعالیت بسیار گسترده KGB و تهدید روز افزون جدایی طلبان ایرلند وظایف سنگینی را به MI5 تحمیل مینمود و این در حالی بود که برخی ناکامیهای اطلاعاتی موجب نگرانی دولت و سرویس شده بود.
در سال 1983 یکی از ماموران MI5 به نام مایکل بتانی در حال تلاش برای فروش اطلاعات بهKGB دستگیر شد. در پی پرونده بتانی، فردی به نام سرفیلیپ دوفیلد به عنوان مشاور پرسنل سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی منصوب شد. نقش او مشاوره با هر عضو کنونی و پیشین سرویسهای اطلاعاتی درباره نگرانیهای کاری خود از جمله پیشنهادات برای فروش یا انتشار مطالب بود که از طریق روابط عادی مدیریت و کارکنان قابل حل نبود و بدین صورت MI5 موفق شد جلوی بسیاری از توطئهها را بگیرد.
* MI5 در متلاشی ساختن یک حلقه گسترده جاسوسی دولت شوروی در آغاز دهه 1970 موثر بود. در این جریان 105 نفر از کارکنان سفارت شوروی که در فعالیتهای اطلاعاتی شرکت داشتند و یا نسبت به آنها مسؤظن وجود داشت در سال 1971 از بریتانیا اخراج شدند.
نقش MI5 در مبارزه تروریسم:
پایان یافتن جنگ سرد باعث ایجاد تغییرای در عملیات MI5 شد از جمله به عهده گرفتن مسئولیت رسیدگی به تمامی فعالیتهای جمهوری خواهان ایرلندی در سرزمین بریتانیا و افزایش تلاش برای مقابله با دیگر گونهها تروریسم به ویژه نیروهای پلیس که منجر به صدور 21 حکم محکومیت برای جرایم مرتبط با تروریسم ما بین سالهای 1992 تا 1999 شده است، توانستند با موفقیت در ارتش جمهوری خواه ایرلند (PIRA) نفوذ کنند. با پیدایش دیگر تهدیدات تروریستی در بریتانیا، این سرویس برای شناسایی و جلوگیری از این گوه فعالیتها خود را بیشتر با منافع درگیر کرده است. حملات فراوانی علیه شبه نظامیان مشکوک و بازداشت مظنونان اصلی در زندان بلمارش در لندن به این سرویس اطلاعاتی نسبت داده شده است. گزارشهایی هم وجود دارد مبنی بر اینکه ماموران این سرویس (MI5) در بازجویی شهروندان بریتانیایی بازداشت شده در زندان گوانتانامو در کوبا نیز شرکت داشتهاند.
* در جولای سال 2006 پس از اینکه مشخص شد MI5 پروندههای سری 000/272 نفر ـ برابر با یک نفر از هر 160 فرد بالغ ـ را نزد خود نگه میدارد، نماینده پارلمان ـ نورمان بیکر ـ دولت بریتانیا را به جمع کردن اطلاعات درباره مردمی که هیچ خطری برای کشور ایجاد نمیکنند متهم کرد. بعدها مشخص شد یک سیستم موسوم به «چراغ راهنمایی و رانندگی» در MI5 در حال اجراست:
ـ سبز: فعال ـ حدود 10٪ از پروندهها.
ـ زرد: قطع تحقیقات ـ ممکن است اطلاعات بیشتر اضافه شود ـ 46٪ پروندهها.
ـ قرمز: غیر فعال ـ قطع تحقیقات: اطلاعات بیشتری اضافه نمیشود ـ 44٪ پروندهها _________________
خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند . ارد بزرگ |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
|